سلام . دوباره شب خودم به خیر. شب قشنگ شما دوستای خوبمم که کامنت میذارین به خیر.امروز اولین روزی بود که رفتم دانشگاه .. و دیر هم رفتم ... یه استاد سبیل گنده سر کلاس بود... شبیه این مرشدهای توی خیمه شب بازیا شایدم چون گیوه پاش بود این فکر رو کردم و یا به قول بچه ها شبیه بابانوئل بود... خلاصه چون دیر رسیدم رام نداد تو... انقدر دم در کلاس واستادم و از اونجا از استاد سئوال پرسیدم که آخرش گفت بابا بیا تو بشین... البته بیچاره آرزو هم به خاطر دفاع از من مجازات به یه لنگه پا ایستادن پهلوی من شد. تو راه توی مترو هم یکی از بچه ها رو دیدم ... بر خلاف سن کمش و اون اخلاقی که من ازش سراغ داشتم تابستونی ازدواج کرده بود!!
داشتم شاخ درمی آوردم... بچه ها رو بعد مدت ها دیدم ... دلم برا دانشگاه و دوستا واقعاً تنگ شده بود ...
فکر نکنین بچه درس خونم ها ... نه اتفاقاً ... ولی این ترم آخری احساس می کنم خیلی به دانشگاه نیاز دارم ... کار هر روزه واقعاً منو له کرده بود...
امروز دانشگاه دوباره زنده ام کرد ... حس نشاط و چیز یاد گرفتن واینا ... کلاً اسم دانشجو داشتن به نظرم خیلی زیباست. امروز سر کلاس داشتم فکر می کردم که من نمی تونم دانشجو نباشم... باید حتماً فوق رو هم ادامه بدم والا من میمیرم...
آقا این رئیس ما حقوق شهریور ما رو نمیده ...
بابا من هزار تا بدبختی دارم .. اجاره خونمو ندادم همین امروز فرداست که حاج خانوم با دمپایی بیاد سراغم. باور کنین ازش بعید نیست!! بعدش من دانشجو خرج دارم اول ترمی خوب!! چرا آخه اینارو نمیفهمه؟؟ مگه خودش دانشجو نبوده؟؟ حالا خورد و خوراک خودم به جهنم. پول آب و برق و گاز و از همه مهم تر تلفن و موبایل!!رو هم یه جورایی جور می کنم... برا درسم که نمی تونم خرج نکنم ... اونم رشته ی پرخرجی مثل رشته ی من... واقعاً نمی ارزه.. حیف که فعلاً نمی تونم برم جای دیگه ای والا با این حقوق کم من همیشه شرمنده ی جیب بابامم...
من آدم مقتصد و به قول معروف پولکی نیستم ولی درآمدم واقعاً کفاف نمیده اینه که اینقد حساب هزینه ها فکرمو مشغول کرده ... میدونین کار منم بد نیست شرمنده ها حمل بر خودستایی نباشه ولی نسیت به کیفیت کارم حقوقم واقعاً کمه... بیگاری دیگه به قول خودمون!!!!!!!!!!!!
امروز جلو خودم برا یه آرم 800 تومان قرارداد بست.. حالا همون آرم رو میده من بدبخت طراحی می کنم به اضافه ی ست اداریش و بروشور و بسته بندی و کارت و درد بی درمون آخر ماه 100 تومان میذاره کف دستم.. ای بابا شدم عین این مردای بازاری حسابگر .. همین مونده که چرتکه هم بگیرم دستم...
ولی به خدا باور کنین خیلی تو فشارم...........![]()
رئیس خسیس من بشنو!!! پولمو بده دیگه.....
خدایا بهم صبر بده جا نزنم... استوار باشم و ادامه بدم... ![]()
