شاید باید یک اسم برا خودم انتخاب کنم و اونم همون جوجه اردک زشته. داستانش دقیقاً یادم نیست، ولی جوجه اردکی بود زشت، که هیچ کی دوسش نداشت چون زشت بود و ... ولی بعدها که زیبا و خاص شد برای همه قابل تحسین شد. خوب منم تو اون مرحله ی قبل از دوست داشته شدنم!! ولی در آینده با باز کردن بال های سپید موفقیتم چش همه ی اونایی رو که منتظر شکستام هستن کور خواهم کرد!! این اسامی زیبا و القاب جدیدی که به خودم می دم نتیجه ی افکار منفی که این چند وقته داشتم. اصلاً من هروقت این فامیلای عزیز رو زیارت می کنم تا چند وقت بعدش همش حسای بد و افکار منفی دارم. طوری که این چند شبه تقی به توقی میخوره میشینم تنهایی برا خودم می گریم!! فشار کاری شدیدی این چند روزه داشتم. البته الانم کم نشده ولی بریدم می خوام یه کم استراحت فکری و جسمی بکنم و بشینم پای بقیه ی کارام. عین یه مرد عیال وار که نگران نون شب زن و بچه شه منم همش نگران خرج این ماه و اجاره خونه و حتی خورد و خوراکم هستم. مواد غذاییم تقریباً تموم شده. هنوز پول موبایل و تلفن رو هم پرداخت نکردم... کی باورش میشه که فقط پول پرینت های من هفته ای نزدیک 20-30 هزار تومان هست؟؟؟ فقط پرینت کارام. حالا بقیه خرجهارو بقیه هم دارن و میدونن که چه خبره!! و من فقط 20 تومن دیگه تا اخر ماه دارم. موندم این دفعه شرمنده ی جیب کی میخوام بشم؟؟ اصلاً روم میشه و یا اصلاً کسی هست که بقرضم؟؟؟؟؟ هنوزم پول اون پروژه رو ندادن بهم...امروز بعد از تماس با جناب آ و کلی پاچه خواری شیرفهم شدم که حالا حالاها دستم تو حناست و حاجی حاجی مکه. طرح برا تائید نهایی رفته شهرستان و برگشتش با خداست!!
خوب حالا پولمو بدین بعددددد...
فقط خدا می تونه کمکم کنه... به هر حال می دونم که حل میشه....
.
.
تحمل باید کرد...
.
.
بر اساس یکی از پست های قبلیم آقایی مراجعه فرموده بودن و در مورد ازدواج استد شاگردی سئوال فرموده بودن. چون مشخصات ننوشته بودن مجبورم که همین جا جواب بدم.
اول سئوال:
خیلی دلم میخواد نظر دخترا رو را راجع به موضوع ازدواج استاد دانشجو بدونم
راستش منم مدرسم و یه همچین حالتی برام پیش اومده
موندم بهش بگم نگم فکر بکنم نکنم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
البته من مجردم و خیلی هم اخلاق گرا .
محض اطلاع گفتم
بزرگترین مشکل من همون مساله تفاوت سنیه
از یه طرف میخوام شجاعت به خرج بدم و خانواده رو بفرستم خواستگاری از یه طرف هم می ترسم با جواب نه خانواده دختره آبروریزی بشه
موندم چیکار کنم
ضمنا فکر کنم اختلاف سنیمان حدود 15 سال بشه
من 34 هستم احتمالا اونم حدود 19-20 باشه
خدا را شکر که این ترم هم داره تموم میشه و کمتر خواهم دیدش و کمتر فکرم درگیر میشه
ضمنا چیزی هم به خودش نگفتم و خودم هم مستقیما این مطلب رو بهش نخواهم گفت فکر کنم بهتر باشه از طریق مدیر گروه بهش خبر بدم که اگه موافقه خانواده بیان صحبت کنن
خلاصه ما هم سر پیری افتادیم به صرافت عشق و عاشقی
بنظر شماها چیکار میشه کرد؟
حالا جواب:
آقای عزیز این موضوعی که من مطرح کرده بودم هیچ سنخیتی با مورد شما نداره. چون اساتید مربوطه که ذکر خیرشون بود هم متأهل بودن و هم پایی بر لب گور داشتن یعنی سن بالای پنجاه و اندی و شایدم بیشتر.قصدشون هم ازدواج نبود بلکه تعرض بود!! اون هم درکمال خونسردی و سوء استفاده از موقعیت و خوشنامی ساختگیشون! به بهانه ی درس و حل مشکلات دانشجو از در صمیمیت درمیان و بعد ... در ثانی اگه واقعاً ملاک انتخابتون درست بوده و در صحتش شک ندارین چرا خدا رو شکر می کنین که با اتمام ترم کمتر می بینینش؟؟ اگه قصد واقعاً ازدواجه دیگه فرقی نمی کنه که کی چی کارست اگر مزه ی دهنشو میدونین و از رفتاراش میفهمین که اونم قبولتون داره خوب بسم ا...!! یه جوری برین جلو که به قول خودمون تابلو نشه و اگه خدای نکرده به سرانجام نرسید هم دختره و هم شما تابلو نشین!! چون یک کلاغ چهل کلاغ زیاد در این موارد اتفاق میافته... کافیه یک نفر بی ربط بفهمه. استاد و دانشجو رو به وصال هم میرسونه که هیچ چی، بچه شونو فلج اطفالیم میکنه هیچ چی. تا شما صحبت های اولیه رو بکنین خبر طلاقتون رو هم پخش می کنه!!! پس محتاط باشین. خدا رو شکر که میگین اخلاق گرا هستین. اساتید ما بویی از اخلاق و معرفت نبردن!! بلانسبت شما البته.اگه من نظرم اینه که با استاد دانشگاه ازدواج نمیکنم ( اون هم به خاطر دید منفی که جدیداً پیدا کردم) دلیل نمی شه که بقیه هم همین نظرو داشته باشن. امیدوارم تونسته باشم کمکتون بکنم.
.
.
.
کلی حرف داشتم ولی باشه واسه بعد... برا این پست بسمه...![]()
